يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
233
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
آباد « 1 » نام نهاد - نميدانست « 2 » كه بنياد عمرش سخت سست گشته - و ميخواهد كه روى بانهزام آرد « 3 » - زمان زمان براى اتمام عمارت آن اهتمام مينمود - در ماه مذكور فتح قلعهء تبرهنده بسمع مبارك شاه رسانيدند - و هم در اثناى آن امراى نامزدي براى قلع « 4 » پولاد بدگهر نامزد بودند سر او را بريده بر دست ميران صدر در حضرت فرستادند - دوم روز بر رسم سوارى به شكار - براى آرام و قرار اين « 5 » ديار نهضت فرمود - بكوچ متواتر در قلعهء تبرهنده رفت - عنقريب الايام - با خوشدلى و فرجام - از آنجا بازگشته در شهر مبارك آباد آمد - آيندگان طرف هندوستان خبر مقابله و مقاتله كه در ميان « 6 » سلطان ابراهيم و البخان بسبب كالپي بود « 7 » آوردند - پيش ازان عزم داشت « 8 » كه همدران سمت لشكر كشد - بشنيدن اين خبر آن عزم جزم شد - فرمانها در اطراف فرستاد تا امراى شهردار « 9 » و ملوك هر ديار با عساكر جرّاره « 10 » بر سبيل تعجيل مستعد و ساخته در حضرت بيايند - چون جمع خطير - و لشكر كثير - گرد بادشاه - چو ستاره « 11 » جمع بر گرد ماه - جمع آمده - ماه جمادى الآخر سنة المذكور باتفاق اكابر و جمهور سراپردهء دولت - و اعلام نصرت - بكام « 12 » دوستان - سمت هندوستان بيرون آورده - و در چبوترهء « 13 » شيرگاه نزول فرمود و چند روز مقام كرد -
--> ( 1 ) B . مباركباد نهاد ( 2 ) B . نهاد نميتوانست و نمىدانست ( 3 ) B . بانهزام آرد ميان زمان زمان ( 4 ) B . نامزدي براى قلعه ( 5 ) M . آن ديار ( 6 ) M . مقاتله كه ميان ( 7 ) M . كالپي بوده ( 8 ) B . پيش ازان عزم داشت جزم شد كه ممر دران لشكر كشد بشنيدن آن خبر آن عزم جزم فرمانها در اطراف * ( 9 ) M . شهر دار الملك و ملوك ( 10 ) M . جرار ( 11 ) M . سياره بر گرد ماه ( 12 ) M . به كامهء دوستان ( 13 ) در چبوترهء سيرگاه and B . در جوترهء شيرگاه M .